آبی وار!

ادبی

هوای کودکی

  • ۲۰:۱۷

خسته ام 

خیلی

دلم امشب هوای کودکی دارد

تا کتابی،

گوشه ی طاقچه ی خاطره ها میدیدم

خنده ای از لب آینده ی خود می چیدم

می پریدم به بلندای همان کودکی دلچسبم

تا به معشوقه ی دیرینه سلامی بدهم!

با کشاله های اندامم به سختی میکشاندم

_با نوک انگشت_ 

می گرفتم در بغل با خنده ای دلکش؛

می گرفتم بوی کاغذ را به رویای درون جمله هایش

از تمام خلوت خانه،

من همان گوشه ی سالن داشتم

تکیه میدادم سر و شانه

به دیوار سپید آرزوهایم

خانه ای از جنس بالن داشتم

یا شبی 

من کلبه ای در سینه ی جنگل که تنها زندگی میکرد

من خودم بودم و آرامش غوغای درونی در من

جایش خالیست

خیلی

  • ۶
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
https://t.me/arghavanie

کانال تلگرام
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan